حد اقل سودي كه اين كار براي ما و شما داره اينه كه خودمون رو بهتر ميشناسيم و زمينه براي فعاليت هاي تخصصي و كمك به همديگه به صورت گسترده تري برامون فراهم ميشه .مخصوصا در زمينه هاي انسان شناسي.
با ما تماس بگيريد و به ما و خودتون كمك كنيد .
به اميد ديدار
فداي چشم تو ساغي به هوش باش كه مستم
كنم مصالحه يكسر به صالحان مي كوثر
به شرط آن كه نگيرند اين پياله ز دستم
ز سنگ حادثه تا ساغرم درست بماند
به وجه خير و تصدق هزار توبه شكستم
چنين كه سجده برم بي حفاظ پيش جمالت
به عالمي شده روشن كه آفتاب پرستم
كمند ذلف بتي گردنم ببست به مويي
چنان كشيد كه زنجير صد علاقه گسستم
نه شيخ ميدهدم توبه و نه پير مغان مي
ز بس كه توبه نمودم ز بس كه توبه شكستم
ز گريه آخرم اين شد نتيجه در پي زلفش
كه در ميان دو درياي خون فتاده نشستم
ز قامتش چو گرفتم قياس روز قيامت
نشست و گفت قيامت به قامتي است كه بستم
يغماي جندقي
با گذر زمان و با نظم دادن و ترکیب بندی علوم و البته رشد و گسترش پیدا کردن شاخه های مختلف ، دیگر این امکان وجود نداشت که شخصی به فراگیری و پژوهش در شاخه های متعدد بپردازد ، زیرا با تخصصی شدن و وسعت یافتن حوزه ی هر شاخه علمی ، پژوهش ، نیاز به تمرکز خاصی پیدا کرد. از این پس هر فرد توان خود را به شاخه خاصی معطوف می کرد تا بتواند در آن شاخه به رشد علمی مطلوب برسد.
حالا بار دیگر زمان حرکت رو به عقب خود را آغاز کرده ، اما نه به خاطر« کودک » بودن علوم بلکه به خاطر « بالغ » شدن هر شاخه.
حالا با امتزاجی ارادی و ترکیب علوم به وسیله ذهن دانشمند مواجه نیستیم ، بلکه با "اختلاط" علوم مواجه ایم. " اختلاطی " که به اقتضای زمان و گستردگی بی حد علوم ، به نحوی خارج از کنترل دستان پژوهشگر است. این اختلاط به خصوص در زمینه علوم اجتماعی بسیار برجسته است ، همانطوری که امروزه مثلا توجه گفتمان روانشناسی به ادبیات را می بینیم یا به فلسفه و ... .
ما هم با رویکردی این چنین با مسائل برخورد می کنیم.
۲- می گوییم " برخورد می کنیم " نه " نگاه می کنیم " ، چرا که عالمان علوم اجتماعی ، علوم طبیعی و به طور کلی دانشمندان ، چه در زمان امتزاج علوم و چه بعد از آن ، به نگاه کردن و توصیف جهان پرداخته اند.بخش اعظم انرژی شان صرف " توصیف " و نظریه پردازی شده است با توجه بسیار اندک به جنبه و نتیجه پراتیک و عملی نظریه شان.
رویکرد ما بدین گونه است که در دوران معاصر اختلاط غیر ارادی علوم ، باید با امتزاج ارادی "تئوری" و "عمل" همراه باشد. عمل در نوشتار.عمل در دانش. اگر دانشمندان گذشته در درون متنی مشغول خواندن " نوشته " ها بودند ، ما می خواهیم به نوشتن عقیده ای جدید دست بزنیم.
از خوانش به نویسش . از توصیف به عمل .
سید محمد ضیغمیان/سهراب رضوانی